چه باور کنید می توانید یا نمی توانید، در هر حال حق با شماست !

نوشته در بخش

در تلاش برای دریافتی متفاوت از هندسه ساختمان هایی که در آنها زندگی می کنیم، پس از پایان دوره کارشاسی در رشته معماری، به دلیل علاقه شخصی وارد رشته روانشناسی شدم.

علی رغم تمام فاصله ای که از شکل باستانی تکامل گرفته ایم، مغز مدرن و امروزی ما هنوز از خیلی جهات غارنشینی زندگی می کند. در طول هزاران سال تکامل، مغز آدمی اینطور تربیت شده که برای نجات نوع خود، به طور گزینشی روی سیگنالها و پیغام های خطر تمرکز کند. بنابراین وقتی یک هدفی برای خودمان تعیین می کنیم و می خواهیم کاری جدید انجام بدهیم، مغز به طور طبیعی وارد حالت دفاعی شده و به جای تمرکز روی بخش های لذت بخش و انگیزشی دستیابی به اهداف، (حتی بصورت ناخودآگاه) مشغول دست و پنجه نرم کردن با اضطراب و ترس ناشی از شروع کاری که برایمان تازگی دارد می شود.

” در حقیقت واقع بینی و کارهای جالب (Fun) مفاهیمی نسبتا جدید در پروسه تکامل محسوب می شوند “.

اما نکته اینجاست که برخلاف چیزی که ممکن است به نظر بیاید، ایجاد و حفظ انگیزه چندان دشوار نیست و راهکارهایی نسبتا ساده دارد. راهکارهایی که به طور عملی ثابت شده و چیزی بیشتر از نظریه های صرف در علوم روانشناختی هستند.
بنابراین هرچند ممکن است گاهی احساس کنیم که مغزمان خلاف خواسته هایمان عمل می کند، اما اگر واقعا ذهنمان را برای دستیابی به اهدافمان تربیت کنیم، انجام موفقیت آمیز هر کاری ممکن است. نکته اینجاست که نباید خیلی به عبارت ” یک روزی فلان کار را می کنم ” دل ببندیم، اینکه از هفته بعد شروع به یادگیری کنیم، از ماه آینده بیشتر پس انداز کنیم و مواردی از این دست نقشه کشیدن های الکی هستند.
” روانشناسان به تعویق انداختن را شکلی از خود-تخریبی تعریف می کنند”.

۱- لطف کنید و به خودتان تلنگری بزنید !

روانشناسان برای ایجاد عادت خود انگیزشی یک راه ساده پیشنهاد می کنند. یک فهرست از کارهایی که برایتان لذت بخش هستند و تابحال انجامشان نداده اید تهیه کنید، کارهایی که ممکن است خیلی هم ساده باشند، مثلا یک کوهنوردی ساده. انجام این کار به طرز عجیبی به شما برای غلبه بر لَختی و اینرسی های اولیه کمک می کند.
هرچند این روش خودش به تنهایی به شدت اثر بخش است اما برای باقی ماندن در وضعیت انگیزشی کفایت نمی کند:

۲- وضعیت را در ذهن تان تصویر کنید.

کمی خیال پرداز باشید. همین طور که فهرستتان را می نویسید، به وضعیتی فکر کنید که در آن به اهدافتان رسیده اید. سعی کنید احساس و لذتی را که از رسیدن به اهدافتان بهتان دست می دهد تصور کنید.
مثلا اگر هدف شما عادت کردن به ورزش روزانه است؛ سعی کنید احساستان را از دستیابی به نتایج نهایی تصور کنید. به این فکر کنید که چقدر انرژی شما بیشتر خواهد بود، اعتماد به نفس و روحیه بهتری خواهید داشت، و راحت تر از عهده کارهای روزانه برخواهید آمد.
وقتی به طور ذهنی خودمان را در پروسه موفقیت قرار می دهیم، درک روانی لذت و فواید ادامه مسیر، ذهنمان را هرچه بیشتر برای حفظ انگیزه آماده می کند.
البته این موضوع که تصویر سازی های ذهنی شانس موفقیت در دستیابی به اهداف را افزایش می دهد به طور علمی ثابت شده. تحقیقات نشان می دهد که تمرین های ذهنی به اندازه تمرین های عملی مهم و اثربخش بوده، و به کارگیری همزمانشان باعث هم افزایی آنها می شود.

۳- به خودتان جایزه بدید!

شاید کمی بچه گانه به نظر برسد اما یکی از مهم ترین عوامل در رسیدن به یک سیستم خود انگیزشی پایدار، این است که با پاداش دادن به خودتان لذت و شعف دستیابی به اهداف را در خود زنده نگه دارید.
این پاداش دادن نه تنها یک تکنیک خوب برای دستیابی به اهداف است، بلکه با ایجاد تغییرات شیمیایی در مغز، شدت انگیزه را هم افزایش می دهد.
مطالعات نشان می دهد که سطح دوپامین در مغز افراد با انگیزه نسبت به افراد تنبل بالاتر بوده و نقش مهمی در توانایی افراد برای حفظ انگیزه شان دارد. دوپامین ماده ای است که هنگام دستیابی به نتایج مورد انتظار در بدن آزاد می شود و جایزه دادن به خودتان می تواند سطح دوپامین در مغز را بالا نگه دارد.

۴- جایزه ها را درست انتخاب کنید.

دقت کنیم که پاداش ها باید در راستای اهدافمان باشند وگرنه ولخرجی های بیخود یا دست زدن به تفریحاتی که با پروسه پیشرفتمان همخوانی ندارند نه تنها کمکی به ماجرا نمی کند بلکه ما را به عقب خواهند راند.
روی خودتان سرمایه گذاری کنید. این بهترین پاداشی است که می توانید به خودتان بدهید. چیزهایی به خودتان پاداش بدهید که در روند پیشرفت قابل تکرار و مداوم باشند، وگرنه پاداشهایی که پشیمانی به بار می آورند درست در جهت عکس عمل کرده و انگیزه را در شما کاهش می دهند.

۵- بردهای کوچک را جشن بگیرید.

همه ما در مسیر زندگیمان اهداف بزرگ و بلند مدتی داریم. اما بدیهاً این موفقیت های بزرگ یک شبه به دست نمی آیند. این موفقیت ها نتیجه بی شمار عمل و نتیجه کوچک هستند. از رسیدن به این نتایج کوچک خوشحال باشید، این سرمستی ها، هرچه قدر هم ساده و بی تکلف، می توانند حجم زیادی از انگیزش برایمان به ارمغان بیاورند.

البته این مسیر مسلما بدون شکست و سختی هم نخواهد بود. مهم این است که خودمان، اهدافمان، و دلایل مان را به خوبی بشناسیم و تسلیم نشدن را هم تمرین کنیم. با تمرکز روی کارهای فرح بخش، پاداش ها و درک احساسی لذت دستیابی به نتایج، همه اهداف دستیافتنی هستند.


8
برچسب های این نوشته: , , ,

دیدگاه شما