مطالب بروز شده

نوشته در بخش

خرداد , ۱۳۹۶

کنت مونت کریستو که سال‌ها پشت دیوار اتاق خوابم خودش را به آب و آتش می‌کشید تا نقب بزند به دنیای پوشالیِ آزاد بیرون، عاقبت نقشه‌اش لو رفت. آمدند کِشان... بیشتر بخوانید »

6 دیدگاه شما
نوشته در بخش

خرداد , ۱۳۹۶

پاهای کوچکش را با دست توی شکمش جمع کرد، گفت: «ببینش! اینطوری فکر می‌کنه هنوز تو شکم مادرشه. بی‌قراری نمی‌کنه.» و بعد ملافه‌ی سفید را روی خودش کشید و با... بیشتر بخوانید »

7 دیدگاه شما